أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

13

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

مكن با ايشان به آنكه بىاعلام ايشان بقتال ايشان روى كه ايشان پندارند كه تو بر عهدى كه خداى تعالى خائنان را دوست ندارد و مريد نفع و ثواب ايشان نباشد چه ايشان مستحقّ عقاب و عقوبت باشند و اهانت و اين آيت در بنى قريظه آمد واقدى گفت : در بنى قينقاع آمد و با اين آيت رسول صلّى اللّه عليه و آله بر حصن ايشان رفت و با ايشان قتال كرد . [ سوره الأنفال ( 8 ) : آيات 59 تا 60 ] وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ ( 59 ) وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ ( 60 ) حقّ سبحانه و تعالى خطاب مىكند و ميگويد محمّد را كه : مپندار و گمان مبر كه آن كسانى كه كافر شدند بر ما سبق توانند بردن و از عذاب ما توانند گريختن ؛ ايشان بر ما سبق نتوانند گرفت و از عذاب ما نتوانند گريخت و از قبضهء قدرت ما بيرون نتوانند رفتن و ما را عاجز نتوانند گردانيدن بلكه همه در قبضهء قدرت مااند و در ملك و ملك مااند « 1 » ما هرچه خواهيم كه با ايشان بكنيم توانيم كردن و جزا بر وفق عمل ايشان توانيم دادن كه ايشان از ما در هيچ حال غايب نشوند آنگه خطاب كرد مؤمنان را و گفت : بسازيد و بدست بنهيد از بهر جنگ و كارزار ايشان آنچه بتوانيد ساختن و نهادن از آنچه شما را بدان حاجت است از سلاح تير و كمان و اسبان فرو بسته تا فربه شوند و طاقت حرب و كارزار آورند ، گفته‌اند كه [ قُوَّةٍ ] تير انداختن است و [ رِباطِ الْخَيْلِ ] بستن اسبان است و [ رِباطِ ] در اصل رسنى باشد كه اسب را بدان بندند گفت : چنين كنيد تا بترسانيد دشمنان خداى را و دشمنان خود را و جماعتى ديگر را ؛ مراد بدشمنان خدا و دشمنان مؤمنان اهل مكّه‌اند ، و گفته‌اند كه : بنى قريظه‌اند و اهل پارس ، و گفته‌اند كه : بر عموم است جملهء دشمنان دين را شامل است و بقول جماعتى ديگر مراد منافقانند از آنكه گفت : شما ايشان را نمىشناسيد از بهر آنكه نماز ميكنند و روزه ميدارند و « لا إله الّا اللّه و محمّد رسول اللّه بر زبان » ميرانند امّا خداى تعالى ايشان را ميشناسد

--> ( 1 ) عبارت ابو الفتوح اين است ( ج 2 چاپ اول ص 544 ؛ س 4 ) : « بل اسير و گرفتهء من اند و در ملك و ملك منند » .